برند شخصی خود را از نو بسازید

برندسازی شخصی یا همان پرسونال برندینگ (Personal Branding) یعنی یک اقدام آگاهانه و هدفمند در راستای کنترل ونظارت بر روی تصویری که از خودمان برای دیگران می سازیم.

 

 برند شخصی خود را از نو بسازید

دوری کلارک

مرجع: HBR.org

شما سخت کار می‌کنید، از خود گذشتگی می‌کنید تا اعتبار خود را بسازید؛ وقتی از اتاق بیرون می‌روید می دانید که دیگران درباره شما چه می گویند: «او یک بازاریاب خلاق است. یک وکیل درجه یک است. بازار صادرات به لتوانی را خیلی خوب می‌شناسد.» اما اگر الان بخواهید برند شخصی‌تان را دوباره از نو بسازید چه می کنید؟

مردم دائماً در حال خلق کردن دوباره خودشان هستند- درگیر شدن با یک چالش جدید، تغییر شغل دادن یا پیدا کردن موانع رشد شغلی همه یعنی دوباره خلق کردن خود. بعضی وقت ها این چالش خیلی بزرگ است مثل اینکه یک سرمایه‌گذار جسور تبدیل به یک استاد موفقیت شود.ولی بعضی مواقع نوسازی برند بسیار ظریف است مثلاً یک مدیر اجرایی برای اینکه پیشرفت کند باید بر روی مانع « خوب نبودن در اعداد» غلبه کند . همانگونه که لانگفیلو می‌نویسد: «ما خودمان را براساس ظرفیتی که برای انجام دادن کاری سراغ داریم قضاوت می‌کنیم، در حالیکه دیگران ما را با آن کاری که ما  قبلاً انجام دادیم قضاوت می‌کنند.» شاید مسیری که انتخاب کردید حس خوبی به شما بدهد اما چگونه می‌توانید دیگران را ترغیب کنید تا برند شخصی شما را بپذیرند-یا شما راجدی بگیرد:

۱.مقصدتان را مشخص کنید

خلق دوباره برند کار آسانی نیست، اگر برنامه شما ضعیف باشد نتیجه آن می شود که هم خودتان سردرگم می شوید و هم دیگران را گیج می کنید. با تعیین اینکه واقعاً در کجا می خواهید انرژی تان را سرمایه گذاری کنید شروع کنید. ژورنال های کسب و کار صنعت مربوطتان را بررسی کنید، با دیگران مصاحبه کنید، حتی دوره های کارآموزی را امتحان کنید.(این کارها دیگر فقط برای دانشجویان کالج نیست به عنوان مثال، VocationVacations ، (یک شرکت تغییر شغل و انتقال شغل آمریکایی) افراد را قادر می سازد تا با حرفه ای ها ، از کاپیتان های شونر گرفته تا دامداران آلپاکا تا شرکت در برنامه تلویزیونی brewmasters، کارآموزی کنند) اگر به دنبال پیشرفت یا تغییر عرضی در شرکتتان هستید ببینید که آیا یک برنامه جانبی یا برنامه ای بیرون از ساعت کاری وجود دارد که در آن شرکت کنید و یا به دنبال یک مربی باشید تا شما را راهنمایی کند.

بعد از این شما نیاز دارید که مهارتهای لازم برای راه جدیدتان را کسب کنید. اگر شما برای یک دهه یک سازنده بازی بوده‌اید شما از تکنولوژی بیشتر از هر چیز دیگری سردر می‌آورید اما اگر بخواهید یک بازاریاب بازی شوید شم فنی به درد شما نمی‌خورد از خودتان بپرسید که چه چیز دیگری نیاز دارید که باید شما بدانید و چگونه باید آن را یاد بگیرید.

۲. ازجنبه‌های متمایز خود کمک بگیرید

وجه منحصر به فرد شما چیست؟ آن همان چیزی است که دیگران شما را با آن به یاد می‌آورند و می توانید از آن به نفع خود استفاده کنید.

تجربه قبلی شما می تواند به برند جدیدتان رنگ متفاوتی بدهد و به برجستگی شما کمک کند. هیدر، مدیر بازنشسته یک مؤسسه غیرانتفاعی، می گوید من سعی می کنم با داشتن یک دیدگاه متفاوت یک ارزش افزوده ارائه دهم. او به همکاران جدیدمهندس‌اش می گفت: «شما بلدید یک جاده بسازید اما من در جامعه کار کرده ام جایی که جاده در آن قرار می گیرد همان جایی که نشان می‌دهد آن جاده چه تأثیری روی مردم می گذارد.» هیدر می گوید: این قدم اول من بود.

نهایتاً از ویژگی های متمایزتان برای مزیت دادن به خود استفاده کنید حتی اگر آنها خیلی به کار شما مربوط نباشد. رابرت ریچ وزیرِ کار سابق ایالات متحده و کارفرمای قبلی من قد بسیار بلندی دارد. او می داند که مردمی که اولین بار او را می بینند ممکن است حیرت زده شوند و نمی خواست قدش باعث حواس پرتی شود به همین خاطر توانست با یکی دو تا شوخی درباره قد و قامتش، جمعیت را بیخیال این قضیه کند و از همان نظر ، عنوان کتاب انتخاباتی اش را « من کوتاه خواهم شد» گذاشت . بخواهیم یا نخواهیم ، “کوتاهی” بخشی از برند او بود – و او زیرکانه از آن استفاده کرد.

روایت خودتان را ایجاد کنید

فکر کنید ستون نویس موفقی در زمینه کسب و کار هستید و الان می خواهید در زمینه صنعت رستوران ها بنویسید. این سرشت انسان است که علایق متنوعی داشته باشد، به دنبال تجارب جدید برود و بخواهد مهارت های جدیدی کسب کند ولی متأسفانه مردم معمولاً این را علامت غیرحرفه ای بودن می بینند. این ناعادلانه است، پس برای حفاظت از برند شخصی تان، باید یک روایت منسجم از خودتان ایجاد کنید که دقیقاً توضیح دهد ربط گذشته تان با زندگی الان شما در چیست. شاید به کسی که از شما ایراد میگیرد بگویید که«من از جنبه اقتصادی خیلی از صنایع که صنعت رستوران هم شامل آن می شود می نویسم و متوجه شدم دانش فراگیرم از گرایش های کشاورزی و امور مالی کسب و کار، من را در جایگاه منحصر به فردی قرار داده است تا رستوران داری را از زاویه متفاوتی پوشش دهم.» این مثل یک مصاحبه ی شغلی است: آنچه را که به عنوان یک نقطه ضعف تلقی می شود («او چیزی در مورد غذا نمی داند ، زیرا ۲۰ سال خبرنگار کسب و کار بوده است») به نقطه قوت جذابی تبدیل می کنید که مردم آن را به خاطر می سپارند (“او نگاه متفاوتی به صنعت غذا دارد چون چیزهایی می داند که اکثر مردم نمی دانند.)

نکته کلیدی این نیست که تغییر مسیرتان را از نظر علاقه تان تعریف کنید (من از این کار خسته شدم و تصمیم گرفتم که یک کار دیگر انجام بدهم یا من وارد این مسیر شخصی شده‌ام تا خود واقعی ام را پیدا کنم.) بلکه باید روی ارزشی که تجربه قبلی برایتان داشته متمرکز شوید. این موضوع بالاخص به تازه فارغ التحصیلان از کالج که فرصتهای شغلی شان را به خاطر رکود اقتصادی از دست داده اند مصداق دارد. یک «همبرگرزن» شدن واقعاً رزومه کاری کسی را پربار نمی کند اما می تواند برای مهارتهای ارزشمندی که در خط مقدم سازمان خدمات به مشتری یادمی گیرید مدرک معتبری باشد  اگر داستانتان را درست روایت کنید.

یک نکته مهم این است که روایت شما باید با گذشته شما سازگار باشد. اگر شما به عنوان کسی دیده شوید که دل از ریشه هایتان کنده و حقیقت را می پوشاند یا اینکه تاریخچه تان را اعلام نمی کنید خیلی زود فرا خوانده می شوید. سال گذشته خبرهای بسیاری درباره الکس بوگوسکی دارنده یک شرکت تبلیغاتی که برای شرکت های بزرگی مثل کینگ برگر و کُک برنامه تبلیغاتی ساخته بود منتشر شد او کار تبلیغات را به منظور حمایت از اهداف زیست محیطی رها کرد و مرکزی برای فعالان در بولدر، کلرادو را راه اندازی کرد. نوبرندسازی جامعه-دوستانه ی او به طور مستقیم در مقاله ای در «فست کمپانی» {یک برند رسانه ای معروف که به تحلیل نوآوری، اخلاق و رهبری در کسب و کارهای جدید می پردازد} به چالش کشیده شد، که در آن از برخی کارمندان سابق باگوسکی که با نفرت از سبک مدیریتی خشن و ناهنجار او یاد میکردند، نقل قول شده بود. نوبرندسازی موفق متضمن خلق یک شخصیت جدید نیست؛ فقط باید اهداف و نقاط تمرکز خود را طوری تغییر دهید که دیگران بگویند، «متوجه شدم که الآن داری این کار را میکنی.»

نوبرندسازی شامل خلق پرسونای جدید نیست.

۴.خودتان را دوباره معرفی کنید

هنگامی که از برند جدید تان استفاده میکنید، ایجاد ارتباطات تازه بخش آسان ماجرا است – آنها همان تصویر ظاهری و جدید شما را می بینند و می پذیرند اما قسمت سخت ماجرا معرفی کردن مجدد خود به شبکه ارتباطی موجودی است که الان در آن هستید.

حقیقت این است که اکثریت مردم توجه چندانی به ما ندارند. این بدین معنی است که برداشت آنها از ما احتمالاً برای چند سالی، تاریخ گذشته است که البته تقصیر آنها هم نیست. با هزاران و شاید صدها دوستان فیس بوکی وارتباطات مبهم شبکه های مجازی نمی توان انتظار داشت که بتوانیم جزئیات زندگی بقیه را به خاطر بسپاریم. پس باید دوستان و آشنایان را از لحاظ راهبردی آموزش مجدد بدهیم چون آنها در آینده خریداران، پیشنهاددهنده های ما یا اینکه رهبران جدید مشاغل جدید می‌شوند.

اول از همه مطمئن شوید که همه نقاط تماستان (فیس بوک، لینکدین، وب سایت شخصی خودتان و بقیه) منسجم و به روز باشد. جیسون ، یک پیمانکار IT از شهر نیویورک ، یک شغل موفق در زمینه انجام عملی مدیریت داده ها داشت. وقتی به دنبال تغییر برندش به عنوان مشاور استراتژی IT بود، یک وبسایت و یک خبرنامه جدید راه اندازی کرد تا مطمئن شود که پیغامِ درست به مشتریان و همکارانش فرستاده می‌شود. فراموش نکنید که از طریق تلفن یا ایمیل با تمام افراد موجود در لیست خود – به صورت جداگانه – تماس بگیرید تا آنها را از مسیر جدیدتان مطلع کنید و در صورت لزوم ، از آنها درخواست کمک ، مشاوره یا همکاری کنید.(ایمیل های دسته جمعی برای شروع خوبند اما خوانده نمی شوند.)

درباره «رونمایی» از خودتان با استراتژی باشید: آیا پروژه هایی وجود دارد که بتواند علایق و توانایی های شما را نشان دهد (یا کمک کند تا توسعه‌شان دهید)؟ شرکت داوطلبانه در ستادهای سیاسی و خیریه ها می تواند یک مسیر خوب برای ایجاد ارتباطات بیشتر و توسعه مهارت های شما باشد. استفاده از فرصت های درون شرکت خودتان هم یکی دیگر از راه ها است. اگر قرار است یک کار جدید در شرکت تان راه اندازی شود سعی کنید این فرصت را از دست ندهید.اگر رقابت بسیار شدید است ، می توانید مشاغلی را که دیگران نمی خواهند را بپذیرید (مانند وظایف اداری) اتفاقاً به شما کمک می کند تا مردم بیشتری را ملاقات کنید و ارتباطات تأثیرگذاری را بسازید.

۵.ارزش تان را اثبات کنید

هر دانشجوی هنری نمونه کارهای آماده ای دارد برای زمانی که از او می‌خواهند تا هنرش را ارائه دهد. در دنیای تجارت هم همینگونه است. فاصله زیادی بین دانش من از راه اندازی کار جدید شما و اعتماد کردن به اینکه چقدر کار خوب تحویل مشتریانتان می دهید وجود دارد. اگر مهارت های شما برای من اثبات شود شاید از شما خوشم بیاید اما با پس فرستادن مرجوعات احتمالاً در اینکه اعتبارم را در این راه به خطر بیندازم تردید می کنم.

این همان جایی است که وبلاگ ها ، پادکست ها ، پخش ویدیویی و سایر اشکال رسانه های اجتماعی مطرح می شوند. اولین گام این است که نام دامنه اینترنتی خودتان را تثبیت کرده و شروع به تولید محتوای فکری منحصر به فرد کنید. گام دوم و مهمتر این است که تولیدات شما ارزشی واقعی ارائه کنند. اگر دیگران را در حل مسائل یا بهتر انجام دادن کارهایشان کمک کنید شما خیلی سریع می توانید خودتان را به عنوان متخصص جا بیندازید. همان طور که برایان کلارک با گذاشتن پست های مکرر درباره اینکه چگونه تولید محتوا کنیم توانست خودش را تثبیت کند و کاربران زیادی را با خود همراه کند.

به اشتراک گذاشتن مطالبی که می گذارید به مشتریان بالقوه یا کارفرمایان اجازه می دهد که دیدگاه  شما را قبل از ایجاد تعهد تست کنند.(اگر گرافیست هستید، از مشتریان قبلی خود بخواهید از مجموعه لوگوهای شرکتی که طراحی کرده اید، بازدید کنند؛ شاید یکی از آنها همان مشتری دانه درشت جدید شما باشد.)

بعد از اینکه بر توانایی‌هایتان مسلط شدید، برند جدیدتان را با ایجادِ ارتباط با سازمان‌هایِ پیشرو در حوزه کاری‌تان محکم کنید. سعی کنید با تلاشی متمرکز در مجلات معتبر مطلب بگذارید، در کنفرانس های مربوط به صنعتتان سخنرانی کنید و در روابط تجاری تان نقش رهبر را داشته باشید. آمادگی برای دیده شدن، ایجادِ ارتباط‌ و اعتبار بدست آمده می تواند سودهای عمده ای را نصیب شما کند.

در پایان همانگونه که به جلو می روید باید پابرجا و متعهد باشید. اگر تلاشی برای یادگیری زبان‌های جدید یا تفاوت‌های ظریف فرهنگ‌های دیگر نکنید ،تمایل به گسترش کار در فضای بین المللی دور از دسترس خواهد بود. یک هدیه خیریه یک بار خوب است اما به سرعت فراموش می شود. نکته اصلی تلاش کردن به مدت طولانی است.

به ویژه در عصر اینترنت ردپای برند قبلی شما هرگز به طور کامل محو نمی شود – و تا زمانیکه شما درباره آنچه در مسیرتان آموختید فکر کنید همه چیز سرجایش است. چالش در این است که در ۳ زمینه زیر استراتژیک فکر کنید : مشخص کردن این که دوست دارید چه برداشتی دیگران از شما داشته باشند، ایجاد داستان جذابی که سیر تحول شما را بیان کند و انتشار دادن پیام تان. «بهینه سازی موتور مرورگر» را برای زندگی تان در نظر بگیرید: ساختن ارتباط بیشتر و به طور مرتب اضافه کردن ارزش و محتوای بیشتر به این جریان، احتمالِ اینکه برند جدید شما بیشتر دیده، شناسایی و جستجو شود را بالاتر می برد.

گفتگو: مصاحبه ای با دکتر شاه بهرامی مولف کتاب پردازش موازی با GPU

۲۸ دی, ۱۳۹۹

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *